تبلیغات
مجله اینترنتی جمع ما - مطالب داستان های موفقیت
مجله اینترنتی جمع ما
دانلود آهنگ جدید | عکس و مطالب کوتاه تلگرامی | سرگرمی | خبری | آموزشی | دکوراسیون | عاشقانه | مد | داستان




مرتبه
تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394
سوال: اگر فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید که بیست کیلو چاق شده‌اید نگران نمی‌شوید؟

البته که می شوید! سراسیمه به بیمارستان تلفن می زنید: الوو، اورژانس؟ کمک، کمک، من چاق شده‌ام !

اما اگر همین اتفاق به تدریج رخ بدهد، یک کیلو این ماه، یک کیلو ماه آینده و…

آیا باز هم همین عکس العمل را نشان می‌دهید؟ نـه! با بی‌خیالی از کنارش می‌گذرید.

برای کسانی که ورشکسته می‌شوند، اضافه وزن می‌آورند یا طلاق می‌گیرند یا آخر ترم مشروط می‌شوند این حوادث دفعتاً اتفاق نمی‌افتد. 

یک ذره امروز، یک ذره فردا و سر انجام یک روز هم انفجار 

و سپس می‌پرسیم: چرا این اتفاق افتاد؟

زندگی ماهیت انبار شوندگی دارد.

 هر اتفاقی به اتفاق دیگر افزوده می‌شود، مثل قطره‌های آب که صخره‌های سنگی را می‌فرساید.

اصل قورباغه‌ای به ما هشدار می‌دهد که مراقب شرایطی که به آن عادت می‌کنید باشید!

ما باید هر روز این پرسش را برای خود مطرح کنیم: 

به کجا دارم می روم؟ 

آیا من سالم تر، مناسب تر، شادتر و ثروتمندتر از سال گذشته‌ام هستم؟ 

و اگر پاسخ منفی است بی درنگ باید در کارهای خود تجدید نظر کنیم.

«آخرین راز شاد زیستن / آندرو ماتیوس»









اصل قورباغه‌ ای



لینک کوتاه مطلب"اصل قورباغه‌ ای":
http://weplus.ir/post/771


این مطلب رو با دوستان تون به اشتراک بگذارید و لطفا برای حمایت از ما روی تبلیغات کلیک کنید.

طبقه بندی: انگیزشی،  داستان،  داستان های کوتاه،  داستان های موفقیت ،  داستان های پندآموز، 
برچسب ها: داستان کوتاه، اصل قورباغه‌ ای، داستان اصل قورباغه ای، داستان انگیزشی قورباغه، مثبت اندیشی، انرژی مثبت، اگر فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید که بیست کیلو چاق شده‌اید نگران نمی‌شوید،
ارسال توسط مسعود
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 24 دی 1394
یک تکنیک !!
همیشه با گارد حمله جلو رفتن خوب نیست
گاهی اوقات باید خیلی عادی جلو رفت تا رقبا فرصت دفاع رو از دست بدن!
اونوقت که موقعش بود باید دوید و پیشی گرفت
جایی خواندم که توصیه کرده بود در جلسات قدری خودتون رو به سادگی و ساده لوحی بزنید. ضرر نمیکنید.
وقتی خودتان را خیلی باهوش و تیز نشان دهید، طرف مقابل هم سعی میکند دقت بیشتری کند و ممکن است 
به ضرر شما تمام شود. 
موفق باشید









یک تکنیک مدیریتی



لینک کوتاه مطلب"یک تکنیک مدیریتی":
http://weplus.ir/post/757


این مطلب رو با دوستان تون به اشتراک بگذارید و لطفا برای حمایت از ما روی تبلیغات کلیک کنید.

طبقه بندی: مطالب آموزنده،  داستان های پندآموز،  داستان،  داستان های کوتاه،  داستان های موفقیت ، 
برچسب ها: موفقیت، مدیریت، تکنیک مدیریتی، همیشه با گارد حمله جلو رفتن خوب نیست گاهی اوقات باید خیلی عادی جلو رفت تا رقبا فرصت دفاع رو از دست بدن! اونوقت که موقعش بود باید دوید و پیشی گرفت جایی خواندم که توصیه کرده بود در جلسات قدری خودتون رو به سادگی و ساده لوحی بزنید. ضرر نمیکنید. وقتی خودتان را خیلی باهوش و تیز نشان دهید، طرف مقابل هم سعی میکند دقت بیشتری کند و ممکن است به ضرر شما تمام شود. موفق باشید، مدیریت چراغ خاموش استراتژی، استراتژی مدیریتی،
ارسال توسط مسعود
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 17 دی 1394

توجه توجه


مجله اینترنتی جمع ما در جهت حمایت از نویسندگان خوب ایران از تمام علاقه مندان دعوت می نماید تا متون ادبی مثل: داستان های کوتاه و دنباله دار ، شعر ، نوشته های عاشقانه و عارفانه و ... خود را در وب سایت و کانال مجله اینترنتی جمع ما با نام خودشان به اشتراک بگذارند.


مجله اینترنتی جمع ما حامی فرهنگ و ادب دوستان









فراخوان بزرگ مجله اینترنتی جمع ما



لینک کوتاه مطلب"فراخوان بزرگ مجله اینترنتی جمع ما":
http://weplus.ir/post/712


این مطلب رو با دوستان تون به اشتراک بگذارید و لطفا برای حمایت از ما روی تبلیغات کلیک کنید.

طبقه بندی: شعر و ادب،  عاشقانه،  داستان های پندآموز،  داستان های موفقیت ،  داستان های کوتاه،  دست نوشته های ما،  داستان، 
برچسب ها: مجله اینترنتی جمع ما، فراخو.ان نویسندگی برای نویسندگان، داستان نویسان، ادب دوستان، داستان، هنر، وبلاگ نویسی،
دنبالک ها: مجله اینترنتی جمع ما نویسنده افتخاری می پذیرد!،
ارسال توسط مسعود
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 15 دی 1394
حرف حساب 

‎ سعی نکن تو زندگیت بهترین قطار رو سوار شی     

سعی کن بهترین ایستگاه پیاده شی
 در دنیا فقط یک نفر وجود دارد که باید از او بهتر باشید وان کسی نیست جز گذشته خودتان!!
 مثبت فکر کنید تا مثبت زندگی کنید.








حرف حساب



لینک کوتاه مطلب"حرف حساب":
http://weplus.ir/post/703


این مطلب رو با دوستان تون به اشتراک بگذارید و لطفا برای حمایت از ما روی تبلیغات کلیک کنید.

طبقه بندی: انگیزشی،  داستان های موفقیت ، 
برچسب ها: حرف حساب، مثبت فکر کنید تا مثبت زندگی کنید، انگیزشی، مثبت اندیشی، گذشته، موفقیت، سعی نکن تو زندگیت بهترین قطار رو سوار شی سعی کن بهترین ایستگاه پیاده شی،
ارسال توسط مسعود
مرتبه
تاریخ : شنبه 12 دی 1394
اگر اجازه دهید می خواهم در مورد دختری صحبت کنم که در یک خانواده بسیار فقیر بدنیا آمد. او بیستمین بچه از ۲۲ فرزند این خانواده بود که حاصل یک زایمان پیش از موعد بود. به همین دلیل کودک نارس و ضعیفی بود. و امید زیادی به زنده ماندنش نبود. اما توانست زنده بماند. در ۴ سالگی به بیماریهای آماس هر دو شش و تب سرخ مبتلا شد ترکیبی مرگبار که در نهایت منجر به فلج شدن پای چپ او شد. او باید از ساق و مفصل های فلزی استفاده می کرد تا بتواند راه برود. اما هنوز خوشبخت بود چون مادری داشت که او را دلگرم می کرد. مادرش به دختر کوچکش گفته بود با وجود این پای آهنی باز هم تو خوشبختی چون می توانی هر کاری که بخواهی با زندگیت بکنی. مادرش به او گفته بود همه چیزی که احتیاج داری ایمان، سماجت، شجاعت و روحیه شکست ناپذیری است.

Anchizi-Ke-Mikhahid-Bashid
به ادامه مطلب مراجعه کنید








ادامه مطلب بخواه یا بتوانی!



لینک کوتاه مطلب"بخواه یا بتوانی!":
http://weplus.ir/post/683


این مطلب رو با دوستان تون به اشتراک بگذارید و لطفا برای حمایت از ما روی تبلیغات کلیک کنید.

طبقه بندی: داستان،  داستان های پندآموز،  داستان های موفقیت ، 
برچسب ها: داستان، موفقیت، انگیزشی و خودباوری، خودباوری، خواستن توانستن است، راه های موفق شدن تلاش و انگیزه، دختر فقیر و موفقیت،
ارسال توسط مسعود
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 8 دی 1394
متن قشنگیه :


ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎیﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﺮﯾﺴﺖ. ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ :"ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ"ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺧﻂ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ. ﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﯿﺰﻡ ﻣﯿﻔﺮﻭﺧﺘﻢ.
ﺣﺎﻝ ﺻﺎﺣﺐ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ .ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﺑﺮﮔﺸﺘﯽ؟ﮔﻔﺖ: ﺁﻣﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺎﺯ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ :"ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ" 

گر به دولت برسی، مست نگردی مردی،
گر به ذلت برسی، پست نگردی مردی،
اهل عالم همه بازیچه دست هوسند،
گر تو بازیچه این دست نگردی مردی...








این نیز بگذرد



لینک کوتاه مطلب"این نیز بگذرد":
http://weplus.ir/post/659


این مطلب رو با دوستان تون به اشتراک بگذارید و لطفا برای حمایت از ما روی تبلیغات کلیک کنید.

طبقه بندی: داستان های موفقیت ،  داستان های پندآموز،  داستان های کوتاه، 
برچسب ها: این هم بگذرد، گر به دولت برسی، مست نگردی مردی، گر به ذلت برسی، پست نگردی مردی، اهل عالم همه بازیچه دست هوسند، گر تو بازیچه این دست نگردی مردی...،
ارسال توسط مسعود
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 8 دی 1394
در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیر نشین در شهر واشنگتن دی سی، صبح زود مردم آن منطقه که اکثرا کارگران معدن و یا صاحب مشاغل سیاه بودند از خانه هایشان بیرون زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند.
زنان و مردانی که تفریح و لذت در زندگیشان نامفهوم بود و به قول معروف آنها زندگی نمی کردند! بلکه به اجبار زنده بودند، ریاضت می کشیدند تا نمیرند...
آن روز طبق معمول مردم بینوا در حالی که خیلی هایشان کارگر روزمزد بودند، نمی دانستند آیا امشب هم با چند دلار به خانه باز می گردند و یا باید با دستان خالی به خانه های محقرانه شان بروند و شرمنده فرزندانشان شوند...
با این افکار خود را برای روزی مشقت بار آماده می کردند که ناگهان! صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه به گوش رسید...
آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر را از رفتن باز نگه داشت...
اکثرا آنها با اینکه می دانستند اگر دیر برسند جریمه می شوند ولی بدون توجه به این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن اجرای کوچک بود جمع شدند.
 حدود دو ساعت و نیم با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا و استثنایی اشک ریختند، خندیدند و به خاطراتشان فکر کردند...
سرانجام نیز ویولونیست خیابانی که مردی سی و پنج ساله بود کارش که تمام شد ویولن خود را برداشت و آماده رفتن شد اما در میان تشویق بی امان مردم و همان حال و احوال همه را به صف کرد و به همگی که حدود سیصد نفر بودند مقدار پولی داد و سپس در حالیکه برای آنان بوسه می فرستاد سوار تاکسی شد و آنجا را ترک کرد تا مردمان فقیر از فردا این ماجرا را همچون افسانه ها به دوستانشان بگویند...
اما در آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست سی پنج ساله کسی نیست جز جاشوا بل، یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که سه روز قبل بلیت کنسرتش هر کدام صد دلار به فروش رفته بود...
فردای آن روز جاشوا به یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت: من فرزند فقرم، آن روز وقتی در اجرای کنسرت فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت کشیدم که تهی دستان را از یاد برده ام به همین خاطر به آن محله فقیر نشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت و نیم را تکرار کردم، بعد از آن هم وقتی متوجه شدم که اکثر آنها به خاطر من باید جریمه شوند تمام پولی که از کنسرت نصیبم شده بود را در میان آنها تقسیم کردم و چقدر هم لذت بردم ...



چه خوب و دوست داشتنی اند انسان هایی که وقتی به منزلت و مقامی دست پیدا می کنند، مردم و گذشته شان را فراموش نمی کنند...








داستانی فوق العاه زیبا و پر از احساس



لینک کوتاه مطلب"داستانی فوق العاه زیبا و پر از احساس":
http://weplus.ir/post/647


این مطلب رو با دوستان تون به اشتراک بگذارید و لطفا برای حمایت از ما روی تبلیغات کلیک کنید.

طبقه بندی: داستان های پندآموز،  داستان های موفقیت ،  داستان های کوتاه، 
برچسب ها: داستان، داستان موفقیت، داستان احساسی، داستان پر احساس، داستان کوتاه، داستانک،
ارسال توسط مسعود
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 2 دی 1394
نگرانی،

مسایل فردا را  دور نمی کند،

تنها چیزی که از ما دور می کند،

آرامش امروز است!









انگیزشی 1 کانال تلگرام



لینک کوتاه مطلب"انگیزشی 1 کانال تلگرام":
http://weplus.ir/post/600


این مطلب رو با دوستان تون به اشتراک بگذارید و لطفا برای حمایت از ما روی تبلیغات کلیک کنید.

طبقه بندی: داستان های پندآموز،  داستان های موفقیت ،  مطالب آموزنده،  انگیزشی، 
برچسب ها: نگرانی، انگیزشی، موفقیت، آرامش، مطلب مثبت، مثبت اندیشی، کانال تلگرام خوب و خاص جمع ما،
ارسال توسط مسعود
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

تبلیغات
آرشیو مطالب
صفحات سایت
موبایلتو شارژ کن